دلت نمیخاست بیایی به دیدنم بارونوبهونه کردی
دلت نمیخاست بیایی به دیدنم بارونوبهونه کردی؟بارهازیرهمین بارون رفتم وهای های گریه کردم خاستم اشکاموکسی نبینه خاستم ندونن بخاطرت اشک میریزم خاستم نبینن غرورموچه جوری شکستی من بخاطرتوزیراین بارونابدون چترهزاران باررفتم نمیبینی غرورمو؟؟؟نمیبینی له شدنه غرورمو؟بیاوپشت همین پنجره نیگاکن زیرپای رهگذراجاگذاشتمش وخودم پشت این پنجره له شدنشوتماشامیکنم.آره توشکستیش توغرورموله کردی ومن انداختمش دور.آخه مگه نمیبینی؟دیگه غروری واسم باقی نمونده.اگه بیایی خودت میبینی که اون دخترمغروردیگه غروری نداره اگه بیای میبینی چه عاشقانه وچه صادقانه بدون هیچ غروری بهت میگه:دوستت دارم بهترینم...........................میدونی غرورموتوشکستی منم انداختمش زیربارون صدای فریادشومیشنیدم اما گذاشتم زیر بارون زیرپای رهگذراتوی گل له بشه.تادیگه توروازمن جدانکنه




